العلامة الحلي ( مترجم : حسيني شهرستانى )

16

ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى )

است آنگاه نظر مينمائيم در معنى تغير و هم دانستيم كه هر چيزى كه متغير است البته از عدم بوجود آمده است پس بعد از تصور اينمقدمات آنها را ترتيب ميدهيم به اين نحو كه ميگوئيم عالم متغير است و هر متغيرى حادث است پس نتيجه ميدهد كه عالم حادث است . و جايز نيست تقليد نمودن در معرفت خداى تعالى و مراد بتقليد آن استكه قول و سخن ديگرانرا قبول كند بدون دليل اما اينكه گفتيم كه جايز نيست تقليد در معرفت خدا پس به جهت دو امر است اول آنكه هرگاه مردم مساوى باشند در علم و مختلف باشند در عقائد . پس اگر مكلف تقليد نمايد تمام ايشانرا در اعتقاداتشان و هركس هرچه ميگويد قبول كند اجتماع منافيات لازم آيد مثل اينكه بعضى ميگويند خدا ديده مىشود و جمعى ميگويند ديده نميشود و طايفهء ميگويند يكست و فرقهء ميگويند سه است و نحو اين اختلاف در عقايد . پس اگر قول تمام را قبول كند لازم آيد كه هم اعتقاد كند باينكه ديده نميشود و هم اعتقاد كند باينكه ديده مىشود و ايندو با هم منافات دارند و همچنين در ساير اوصاف و اگر تقليد كند بعضيرا پس اگر براى اختيار آن مرجحى داشته باشد همان مرجح دليل خواهد بود و اگر بدون مرجح باشد ترجيح بدون مرجح لازم آيد و آن محالست . مترجم گويد : دليلى بر بطلان بلا مرجح نيست مگر قبح عقلى و آن ممتنع نيست از غير حكيم و ايضا مرجح گاهى در ذات چيزيست كه ترجيح داده مىشود و گاهى از خارج و در مثل مقام ممكن است كه مرجح همان ارادهء شخصى باشد مانند كسى كه از شير فرار مىكند و به دو راه ميرسد و بىتأمل بيكى از آن دو راه ميرود و ملاحظهء ترجيح يكى را